یکی دیگر از کارهایی که انجام دادم،تغییر رفتار در شاگرد خودم بود که کلاس پنجم است، او بنا به دلایل مختلفی که در گذشته برایش اتفاق افتاده که ما از آنها بی خبریم،به تشخیص من خودپنداره ای منفی داشت و در حین داشتن توانایی ، اعتماد بنفس نداشت. مثلاَ در حین امتحان با اینکه جواب را بلد بود میترسید جواب بدهد. من در حین امتحانات کلاسی می رفتم روی سرش با کمی راهنمایی سریع جواب را می گفت، برای من عجیب بود که چرا این دانش آموز جواب را میداند ولی نمی نویسد. من تشخیص دادم شاید به او برچسب تنبلی و گیجی زدند که اعتماد به نفس خود را از دست داده و خود پنداره ی منفی در او شکل گرفته است. من هر جلسه که 1درس از بچه ها سوال میکردم به این دانش آموز چند سوال مثلا 2 تا3 سوال تعیین میکردم و میگفتم اینا رو حفظ کن بعد بیا جواب بده و خیلی بهش توجه میکردم و تشویق می کردم و او هم با انگیزه ای زیاد سوالات رو حفظ میکرد و می آمد و جواب می داد و من هم بلا فاصله با پاداش و تشویق فراوان بهش توجه میکردم و کمکم به 5 یا6 سوال و بیشتر شد.این روند طوری ادامه پیدا کرد که هر جلسه اولین نفر می آمد جلو و با اعتماد به نفس فراوان میگفت: اجازه ازم بپرس من آماده ام،به طوری که بچه های دیگر دیگه بهش نمی گفتند تنبل.بچه ها از اینکه این دانش آموز آماده بود تعجب میکردند.این دانش آموز از یک دانش آموز تنبل به یک دانش آموز متوسط تبدیل شده بود.

تقویت بلافاصله، توجه و پاداش در این تغییر بسیار موثر بودند.

باتشکر از زحمات استاد ارجمند: جناب آقای شاملو

حبیب عظیمی راد