به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد
کتاب را زیاد مطالعه کنید تا بفهمید که هیچ نمىدانید. "مُنْتِسکیو"
موضوع:تغییر رفتار
مریم دانش آموز کلاس اول ابتدایی است ک یک مورد رفتار نامطلوب دارد که درصدد تغییر آن هستم:
1:پای بند به اصول کلاس وقوانین آن نمی باشد وسرکلاس بدون اجازه صحبت میکنه وبه حرف معلم تووجه نمی کند
2:انگشتش را می مکد مشکلی که سال گذشته نیز داشته ومعلم نتوانسته آن را رفع کند(مریم سال دوم است که پایه اول را می گذراند)
مشکل
اولش که نه تنها برای خودش مشکل ایجاد می کند بلکه برای کل کلاس ومن مشکل
ایجاد کرده است را اول توضیح میدهم که چه مراحلی راطی کرده ام:
در
آغاز من با او در مورد این موضوع که همه دانش آموزان باید تابع قوانین
کلاس باشند مثلا موقع درس دادن باید به درس توجه کرد ونباید موجب اختلال در
نظم کلاس شد و...(البته با زبان کودکانه)
وقتی که در کلاس
معلم سوالی مطرح می کند باید با اجازه معلم پاسخ داد وبرای بقیه بچه های
کلاس احترام قائل شد ولی این صحبت ها تاثیر چندانی روی او نذاشت(نرود میخ
آهنی در سنگ) به همین خاطر از روش زیر استفاده کردیم
مشکل مریم
این بود که بر رفتار واعمالش به طور کلی تسلط نداشت مثلا به سوال معلم
برای خنداندن بچه جواب میداد وپا سخ های بی ربط وخنده دار میداد.مثلا وقتی
می گفتم چه کسی بلد است متن درس را روخوانی کند با صدای بلند زودتر از همه
داد میزد من و وقتی بهش اجازه خواندن میدادی به نام خدا گفتن همانا
وخندیدن بچه به خاطر بلد نبودنش همانا.
یک روز که مریم سر
کلاس حاضر نبود به من بچه ها گفتم که این دفعه اگه مریم حرف خنده داری زد
به حرف او توجه نکنند و نسبت به او بی اعتنا باشند و پس از او اگر کسی
جواب سوال را بلد بود دست بلند کند وبا اجازه من پاسخ دهد و دانش آموزی که
جواب صحیح بدهد را تشویق و توسط دانش آموزان معلم به او یک ستاره می دهد و
اگر مریم این الگو را ادامه می داد نیز به او یک ستاره می دادم پس برای
اینکه دانش آموزان مسله را جدی بگیرند گفتم هر کس بخندد زنگ تربیت بدنی در
کلاس می ماند و به این صورت بچه ها همکاری کردند مریم بعد از تکرار چندین
بار کار های قبلی ا ش و طبق عادت همیشگی عمل کرد دید بچه ها واکنش قبلا را
نشان نمیدهند نسبت به او احساس خوشی ندارند و هر وقت جواب درست یا نزدیک
بدان را می داد او را تشویق می کردم و به او ستاره می دادم و بعد از گذشت
چند وقت مریم بر رفتارش تسلط یافت وبا اجازه معلم و همچنین زمانی که پاسخ
را بلد بود جواب می داد زیرا اگر جواب بیهوده می داد نه تنها بچه ها نمی
خندیدند بلکه او را مسخره می کردند و جواب صحیح را کسانی که بلد بودند می
دادند و همین طوری مریم رفتارش را تغییر داد و نسبت به اوایل بهتر شد.
مهسا
دانش آموز است به طوری که انگشتش را می مکد و به این کار عادت کرده است
خانواده ا ش دست به کار های زیادی زده اند تا این مشکل را حل کنند ولی
نتوانستند آن ها کار های زیادی 1مثل چسب زدن به انگشت2فلفل زدن به انگشت تا
در مواقعی که به دهانش می زند موجب ناراحتی ا ش شود 3استفاده از تنبیه نیز
هم بوده ولی من سر کلاس او را به فعالیت های مداوم وادار کرده ام هنگامی
که درس می دادم او را زیاد مورد خطاب قرار می دادم که تا حدی او را از
مکیدن انگشت باز دارم چند هفته ای او را اکثر مواقع پای تخته می آوردم و
از او می خواستم تمرین حل کند یا سر کلاس هنر بیشتر از گل بازی استفاده می
کردیم سر کلاس فارسی مشغول نوشتن می کردم ا ش و سر کلاس ریاضی از و سا یل
کمک آموزشی همراه می گفتم استفاده کند و بعد از چند وقت این برنامه را در
خانه مثل کمک به مادر در اکثر کار های خانه و به این ترتیب وضعیت او بهبودی
چشمگیر یافت و سر کلاس هر وقت او یک زنگ انگشتش را نمی مکید او را تقویت
می کردم به وسیله ستاره های که به او می دادم و بعد از مدت زمانی آن را
برای دریافت ستاره های ز یا د او را تشویق کردم وبا این کار بهتر شد چون
ستاره برای اهمیت زیادی داشت
موفقیت ، توانایی رفتن از شکستی به شکست دیگر بدون از دست دادن شور و حرارت است ...